پایگاه عصر اتحاد – منوچهر برون: دود، دیگر فقط نشانهی آتش نیست؛ نشانهی عادت است، نشانهی غفلت، و گاهی نشانهی تنهاییهای بیصدا. سالهاست که مصرف دخانیات از حاشیههای تاریک جامعه بیرون آمده و بیسروصدا، اما پیوسته، در متن زندگی روزمره جا خوش کرده است؛ آنقدر که گاه دیگر زنگ خطرش شنیده نمیشود.
آمارها اما بیرحماند و بیتعارف سخن میگویند. افزایش حدود ۱۳۵ درصدی مصرف دخانیات در میان دختران ۱۸ تا ۲۵ سال تنها یک عدد نیست؛ روایتی است از نسلی که میان فشارهای اجتماعی، اضطرابهای پنهان، الگوهای رسانهای و فقدان گفتوگوی صمیمی، به دود پناه برده است. دودی که شاید لحظهای آرامش بیاورد، اما آرامآرام آینده را میسوزاند.
در همین مسیر، مصرف قلیان در میان زنان طی پنج سال، ۵۷ درصد رشد کرده است. قلیان، این مهمان همیشگی دورهمیها، با چهرهای فریبنده و فرهنگینما وارد خانهها، کافهها و محفلها شده؛ بیآنکه بسیاری بدانند هر پک آن، مجموعهای از سموم خاموش را وارد بدن میکند. قلیان دیگر تفریح نیست؛ عادت است. عادتی که با لبخند آغاز میشود و با بیماری پایان میگیرد.
اما پشت این دود، بازاری عظیم ایستاده است. گردش مالی ۴۰ هزار میلیارد تومانی بازار دخانیات نشان میدهد که با صنعتی سودآور روبهرو هستیم؛ صنعتی که از ضعف آگاهی، خلاهای نظارتی و عادیسازی مصرف تغذیه میکند. اینجا، سود اقتصادی در برابر سلامت اجتماعی صف کشیده و کفهی ترازو، اغلب به نفع پول سنگینتر شده است.
و سرانجام، حقیقت تلخ و نهایی: سالانه حدود ۶۰ هزار نفر در ایران بر اثر مصرف دخانیات جان خود را از دست میدهند. شصت هزار روایت ناتمام، شصت هزار صندلی خالی، شصت هزار خانواده که با «اگر» زندگی میکنند. این عدد، معادل یک فاجعهی خاموش است؛ جنگی بیصدا که نه آژیر دارد و نه پناهگاه.
























