پایگاه عصر اتحاد – نوسینده: منوچهر برون: سال ۱۳۷۲، زمانی که هنوز شور جوانی بر ذهن و جان ما سایه داشت و روزهای دانشجویی میان کلاسها، کتابخانهها و انجمنهای ادبی در رفتوآمد بود، گویی دری تازه به رویمان گشوده شد؛ دری که ما را از دنیای شعر و نشستهای روشنفکری به جهان پرهیاهوی رسانه و مطبوعات میبرد. در آن سالها، نسیمی از تغییر در فضای فرهنگی استان میوزید و هر جوان مشتاقی که ذوق نوشتن داشت، دیر یا زود پایش به تحریریهای کوچک و روزنامهای محلی باز میشد. من نیز از این قاعده مستثنا نبودم و کنار درس و دغدغههای ادبی، همکاری با یکی از هفتهنامههای استان را آغاز کردم؛ همکاری که به زودی برایم به بیش از یک تجربهٔ کاری بدل شد.
دفتر نشریهای که در آن کار میکردم در مجاورت دفتر یکی از روزنامههای معتبر کشوری قرار داشت؛ ساختمانی ساده اما پر از صداهای آرامِ نوشتن، بوی کاغذ تازه، و رفتوآمد افرادی که هرکدام بار اندیشهای بر دوش داشتند. ادارهٔ آن دفتر بزرگ بر عهدهٔ ابراهیم افتخار بود؛ فرهنگیِ فرهیخته و معلمی که وزن نامش با رفتار متین و نگاه اندیشمندانهاش معنا پیدا میکرد. او از آن دست مردانی بود که حضورشان نه با هیاهو بلکه با کار درست و بیحاشیهشان شناخته میشود؛ انسانی کاربلد، بردبار، فرزانه و چنان متخصص که گویی سالها از آینده پیش افتاده بود.
ابراهیم افتخار تنها مدیر یک دفتر روزنامه نبود؛ راهنمایی بود برای نسل جوانی که تازه پا به دنیای رسانه میگذاشت و هنوز نمیدانست قلم، هنگامی که بر صفحه میلغزد، چه مسئولیتی بر دوش انسان میگذارد. او دست بسیاری از جوانترها را گرفت؛ نه از روی وظیفهٔ اداری، بلکه با روحیهای پدرانه، صبورانه و از سر عشق به رشد فرهنگی جامعه. همیشه میتوانستی در گوشهٔ اتاقش جوانی را ببینی که نوشتهای در دست دارد و مشتاقانه منتظر نظر اوست؛ و افتخار، با حوصله و دقت، سطر به سطر میخواند و راهنمایی میکرد. او پیشکسوتی بود که پیشکسوتی را نه در سن و سال، بلکه در عمق تجربه، وسعت نگاه و بزرگواری معنا میکرد. دوستی من با او از همان روزهای نخست آغاز شد؛ دوستیای که از فضای حرفهای فراتر رفت و ریشه در احترام، فهم مشترک و علاقه به فرهنگ و انسانیت دواند. اکنون بیش از سه دهه از آن روزها گذشته است و این دوستی همچنان پابرجاست؛ دوستیای که مثل همهٔ رابطههای اصیل، نه بر اساس نفع، بلکه بر پایهٔ انسانیت و صداقت شکل گرفته است. هر بار که به گذشته بازمیگردم، درمییابم که بسیاری از مسیرهایی که امروز طی میکنم، سایهٔ همان روزهای نخستین را بر خود دارند؛ روزهایی که در کنار مردی چون ابراهیم افتخار یاد گرفتیم رسانه تنها چاپ خبر نیست، بلکه هنر دیدن، شنیدن و درست روایتکردن است.
























