پایگاه عصر اتحاد – منوچهربرون : در سپهر رسانهای خوزستان، نامهایی هستند که آرام و بیحاشیه در طول سالها کار کردهاند؛ نه با هیاهو خود را به رخ کشیدهاند و نه برای دیدهشدن، دیگران را کنار زدهاند. سرمایه این افراد نه در تعداد تیترهایی است که برای خود ساختهاند، بلکه در سالهایی است که با قلم، اخلاق و تجربه در کنار رسانه ماندهاند.
در میان این چهرهها، نام دو «افتخار» بیش از هر چیز جلب توجه میکند؛ یکی پیشکسوتتر و دیگری جوانتر، اما هر دو از جنس یک خانوادهاند؛ خانوادهای که سرمایه اصلیاش اخلاق حرفهای، تجربه و حرمت قلم است.
نخستین افتخار، ابراهیم افتخار است؛ از مدیران قدیمی نشریات و چهرههای باسابقه رسانهای خوزستان که سالها در کنار حرفه شریف معلمی، دل در گرو مطبوعات و رسانه داشته است. از دهه شصت تاکنون، رد قلم و فعالیت رسانهای او را میتوان در نشریات مختلف، از روزنامههای سراسری گرفته تا مطبوعات استانی، دنبال کرد.
برای شناخت ابراهیم افتخار شاید لازم نباشد به فهرست مسئولیتها و عنوانها مراجعه کنیم؛ کافی است با اهالی قدیمی مطبوعات خوزستان همصحبت شویم. بسیاری او را با اخلاق، تجربه، شناخت فضای رسانه و البته بیحاشیه بودنش میشناسند. سالها کار در مطبوعات به او آموخته که رسانه فقط صفحه، تیتر و خبر نیست؛ رسانه پیش از هر چیز با انسانهایی ساخته میشود که به اعتبار قلم و اعتماد مخاطب احترام میگذارند.
افتخار بودن برای او ظاهراً بیش از آنکه یک نام خانوادگی باشد، بخشی از منش حرفهای است؛ آرام، کمادعا و اهل کار.
در سوی دیگر، افتخار فرج قرار دارد؛ روزنامهنگار جوانتر خوزستانی که اگرچه از نظر سنی و سابقه کاری در نسل دیگری قرار میگیرد، اما در بسیاری از ویژگیهای حرفهای، شباهت قابل توجهی با ابراهیم افتخار دارد.
افتخار فرج نیز اهل قلم است و در عرصه مطبوعات فعالیت داشته و مدیریت چند هفتهنامه را تجربه کرده است. او نیز مانند بسیاری از روزنامهنگاران واقعی، رسانه را فقط محلی برای نوشتن نمیبیند؛ بلکه آن را عرصهای برای اندیشیدن، اظهار نظر، گفتوگو و اثرگذاری اجتماعی میداند.
شاید جالب باشد که دو انسان با فاصله نسلی، در یک نقطه مشترک به هم میرسند: اخلاق حرفهای.
یکی تجربه چند دهه مطبوعات را پشت سر گذاشته و دیگری در نسل جدیدتر رسانهای فعالیت میکند، اما هر دو نشان دادهاند که میتوان در رسانه حضور داشت، صاحب نظر بود، مدیریت کرد، نقد کرد و همچنان از حاشیه فاصله گرفت.
رسانه خوزستان در سالهای مختلف، فراز و فرودهای بسیاری دیده است. روزنامهها آمدهاند و رفتهاند، هفتهنامهها متولد شدهاند و گاهی از ادامه راه بازماندهاند، مدیران تغییر کردهاند و فضای رسانهای نیز بارها دستخوش تحولات شده است؛ اما آنچه میماند، نام و اعتبار آدمهایی است که در این مسیر حرمت قلم را نگه داشتهاند.
ابراهیم افتخار و افتخار فرج، با همه تفاوتهای نسلی و تجربی، از همین منظر قابل توجهاند. یکی میتواند نمادی از نسل قدیمیتر مطبوعات باشد و دیگری نشانی از نسلی که امروز باید بخشی از بار رسانه را بر دوش بکشد.
رسانه بیش از آنکه به آدمهای پرهیاهو نیاز داشته باشد، به آدمهای ماندگار نیاز دارد؛ کسانی که وقتی سخن میگویند، پشت حرفشان تجربه باشد و وقتی قلم میزنند، اخلاق را فراموش نکنند.
شاید یکی از زیباییهای این دو «افتخار» همین باشد؛ نامشان مشترک است، اما شباهتشان فقط در نام خانوادگی خلاصه نمیشود. هر دو نشان دادهاند که میتوان در فضای رسانهای فعال بود و در عین حال، از جنجال و حاشیه فاصله گرفت؛ میتوان صاحب نظر بود و حرمت نظر دیگران را نگه داشت؛ میتوان مدیریت کرد و همچنان اخلاق را در مرکز کار قرار داد.
خوزستان برای ساختن آینده رسانهای خود به چنین سرمایههایی نیاز دارد؛ به پیشکسوتانی که تجربهشان را منتقل کنند و به نسل جوانتری که آن تجربه را به زبان زمانه خود ادامه دهد.
گاهی یک نام خانوادگی، فقط یک نام نیست؛ میتواند یادآور یک مسیر باشد. در سپهر رسانهای خوزستان، «افتخار» برای این دو نفر تنها نامی مشترک نیست؛ میتواند یادآور دو نسل از روزنامهنگارانی باشد که سرمایه اصلی خود را نه در هیاهو، بلکه در قلم، تجربه، اخلاق و ماندگاری جستوجو کردهاند.
و چه خوب است رسانه خوزستان چنین افتخارهایی را بشناسد، قدر بداند و پیش از آنکه روزگار ورق بخورد، از تجربه نسل دیروز و انرژی نسل امروز برای ساختن فردای رسانه استفاده کند.
امروز پنجشنبه, 26 شهریور 1405
پنجشنبه, 26 شهریور 1405
























